همه جا و همه چیز
بهترین ها/همه جا و همه چیز
 
 
چهار شنبه 29 مرداد 1393برچسب:, :: 13:7 ::  نويسنده : نگین و نیلوفر

حالم خوب است مثل پدربزرگ که گفت حالم خوب است ولي مرد !

 

  مادر...

ساعت 3 نصف شب بود که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود . پسر باعصبانیت گفت چرا این وقت شب مرا ازخواب بیدارکردی؟ مادرگفت 25 سال قبل درهمین موقع شب تو مرا ازخواب بیدار کردی فقط خواستم بگویم تولدت مبارک. پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد صبح سراغ مادرش رفت .وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت...ولی مادر دیگر دراین دنیا نبود..... 

 

 

 

چه دردناک است اگر مشق کند بابا نان داد ...

 

 

 

دفتــــــــــر مشـــق

 

معلم عصبی دفتر را روی میز کوبید و داد زد : سارا…دخترک خودش را جمع و جور کرد ، سرش را پایین انداخت و خودش را تا جلوی میز معلم کشید و با صدای لرزان گفت : بله خانم؟

معلم که از عصبانیت شقیقه هایش می زد ، به چشمهای سیاه و مظلوم دخترک خیره شد و داد زد : ((چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نکن ؟ ها؟

فردا مادرت رو میاری مدرسه می خوام در مورد بچه ی بی انظباطش باهاش صحبت کنم ))
دخترک چانه لرزانش را جمع کرد …بغضش را به زحمت قورت داد و آرام گفت :
خانوم …مادم مریضه … اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق میدن … اونوقت میشه مامانم رو بستری کنیم که دیگه از گلوش خون نیاد …اونوقت میشه برای خواهرم شیر خشک بخریم که شب تاصبح گریه نکنه … اونوقت …
اونوقت قول داده اگه پولی موند برای من هم یه دفتر بخره که من دفترهای داداشم رو پاک نکنم و توش بنویسم …
اونوقت قول می دم مشقامو بنویسم …
معلم صندلیش را به سمت تخته چرخاند و گفت : بشین سارا …
و کاسه اشک چشمش روی گونه خالی شد …

 

 

شرح ساده ی زندگی

 

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ

...

این بود زندگی

 

 

وقـتی پـیـرمرد با دیدن دختـران جوگـیر میـ شود

 

عادت ندارم................................

 

عادت ندارم درد دلم را ، 

به همه کس بگویم ..! ! ! 

پس خاکش میکنم زیر چهره ی خندانم.. ، 

تا همه فکر کنند . . . 

نه دردی دارم و نه قلبی ...

 

 

هرگز به آدم ها نخند !!(زشته بخدا)

 
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !

به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !

به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !

به دستان پدرت...

به جارو کردن مادرت...

به راننده ی چاق اتوبوس...

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...

به راننده ی آژانسی که چرت می زند...

به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...

به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...

به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...

به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...

نخند ...

نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...

که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:

آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.

آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...

بار می برند...

بی خوابی می کشند...

کهنه می پوشند...

جار می زنند...

سرما و گرما را تحمل می کنند...

و گاهی خجالت هم می کشند

خیلی ساده ... نخند دوست من!!!

هرگز به آدم ها نخند

خدا به این جسارت تو نمی خندد ؛ اخم میکند.

 

 

خوشحالی یعنی...............

 

 

 

 

ماه تولدت چیه...؟؟؟؟

 

 

 

چی بگم....

 

تو عروسی بودیم گفتم اه اه چقدر اون دختره بد می رقصه کوتاه هم نمیاد یه بند وسطه!!

یهو خانم کناریم گفت : ببخشید اون دختر نیست!! پسر منه..

گفتم ای وای ببخشین شما مادرشین؟

سرخ شد و گفت: خجالت بکش من باباشم...

اصلا یه وضیه هااااا روم ب دیوارررر

 

دو تا جک.

 

ﻣـــﻮﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘـــﯿﻢ ﺩﺧﺘــــﺮﻩ ﺑﻪ ﺩﻭﺱ ﭘِـــﺴﺮﺵ ﮔﻔﺘــــﻪ :

ﻣﻦ ﺩﯾــــﮕﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﯾـــﺦ ﻣﯿﺰﻧــــﻢ ﻋــﺸﻘﻢ !

ﭘِــــﺴﺮﻩ ﮔﻔﺘﻪ :

ﻋﺸﻘﻢ ﯾــــﻪ ﭼﻨﺪ ﺩﻗـــﯿـﻘﻪ ﺩﯾﮕﻪ ﺻـــﺐ ﮐﻦ...

ﺍﻻﻥ ﮐﺎﭘﺸــﻨﺘـﻮ ﺑـــﺖ ﭘﺲ ﻣﯿــــﺪﻡ

:|

 

 

-تو کیشی؟
-- نه تهرانم :|

-نه! میگم تو کیشمیشی؟
-- خودت کیشمیشی کصافط! :|

-نه! منظورم اینه که تو کیش میشی؟؟؟؟
-- آهااااا! داداشش هستم D:

 

 

 

 



دو شنبه 13 مرداد 1393برچسب:, :: 14:37 ::  نويسنده : نگین و نیلوفر

سلام بچه ها خوبین؟؟؟؟؟نمیخواستم اینو بگم ولی مجبورم کردین نظر بدیییییییییییییییییییین.مرسیییییییییی.خوش باشین..

 

وقتی جاستین ناامید میشه...

 

اولین قانون فیزیک در کارتون

 

غافلگیر شدن قهوه وقتی ماها زود از خواب پاشیم(البته امکان نداره ها)لبخند

 

خخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

 

تنها دزدی ک دلش میسوزه.........

 

ی چن ثانیه(30)ب نقطه ی قرمز نیگا کنید(زل بزنید پلک زدن آزاده)بعد ب دیوار نیگا کنید ترولو میبینین....

 

جک

 

از حکیمی پرسیدند:چرا از کسی که اذیتت می کند انتقام نمی گیری؟

با خنده جواب داد: آیا حکیمانه است سگی را که گازت گرفته گاز بگیری؟

 

نصیحت غضنفر به پسرش:
هیچ وقت زن نگیر و به پسرت هم بگو زن نگیره!!!

 

 

اگر تونستی 3بار بگی لره رو لوله راه میره...

اهااااان

حالا برو علی دایی مسخره کن ببین چه حالی داره ((((((((((((:

 

ﻣﻤﺪ ﺍﯾﻦ ﭼﺎﺩﺭ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ ؟

ﻧﻪ ﻋﻠﯽ ﺟﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﭼﺎﺩﺭ ﻋﺮﺑﯿﺎ ﺑﮕﯿﺮ

ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺑﺴﯿﺠﯽ ﺩﺭﺣﺎﻝ ﺧﺮﯾﺪ ﮐﺎﺩﻭﯼ ﻭﻟﻨﺘﺎﯾﻦ

 

ما هممون از خاکیم، جنتی از بتون!!!!!

 

ﺩﺧﺘﺮﻩ : ﻣﻨﻮ ﭼﻘﺪﺭﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﯼ

پسره : ﻗﺪ ﺩﻧﯿﺎ

ﺩﺧﺘﺮﻩ :ﻣﺮﺳﯽ ﻋﺰﯾﺰﻡ

ﺣﺎﻻ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺧﺘﺮشه :|||

 

 

استادی دریکی ازدانشگاه های خارجی ب شاگردان میگوید:

بچه هاتخته رومیبینید?

همه میگن آره...

میگه منو میبینید...

میگن اره...

لامپ رومیبینید?

میگن اره ...

میگه خدا رومیبینید?

میگن نه...

میگه پس خداوجودنداره...

یه ایرانی بلندمیشه میگه بچه هامنومیبینید:

میگن اره...

میگه تخته رومیبینید... میگن اره

میگه مغزاستاد رومیبینید:

میگن نه...

میگه پس استادمغز نداره...

 


ن فقط عاشق اینم روی سیم برق بشینم

حواست به من نباشه دزدکی بهت برینم

(کفتر سیاوش قمیشی)

 

 

توی خونه همه یه مشمای پلاستیکی هست که

توش پر از مشماهای دیگه ست، مگه نه؟؟

 

 

پسر داییم رفته خواستگاري،
تو اتاق دختره پرسيده شما نظرتون واسه مهريه چقده؟

پسر داییم گفته من نظرم رو ٢تا ربع سكه به نيت طفلان مسلم هستش.... :))))

 

به غضنفر ميگن باريک الله يعني چي ؟ ميگه يعني خدا لاغر است

 

 

شکسپیر:یا به اندازه آرزوهایت تلاش کن یا به اندازه تلاشت آرزو کن
......
.....
......
برداشت:اگه نمیتونی گوه بخوری، گوه میخوری گوه بخوری .

 

 

 

 

 

 

 



چهار شنبه 4 تير 1393برچسب:, :: 13:44 ::  نويسنده : نگین و نیلوفر

چند داستان کوتاه

به این میگن شریک زندگی

 

در یک شب سرد زمستانی یک زوج سالمند وارد رستوران بزرگی شدند. آن‌ها در میان زوج‌های جوانی که در آن‌ جا حضور داشتند بسیار جلب توجه می‌کردند. بسیاری از آنان، زوج سالخورده را تحسین می‌کردند و به راحتی می‌شد فکرشان را از نگاه شان خواند: نگاه کنید، این دو نفر عمری است که در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند و چقدر در کنار هم خوشبختند.

پیرمرد برای سفارش غذا به طرف صندوق رفت. غذا سفارش داد، پولش را پرداخت و غذا آماده شد. با سینی به طرف میزی که همسرش پشت آن نشسته بود رفت و رو به رویش نشست. یک ساندویچ همبرگر، یک بشقاب سیب زمینی خلال شده و یک نوشابه در سینی بود.

پیرمرد همبرگر را از لای کاغذ در آورد و آن را با دقت به دو تکه‌ی مساوی تقسیم کرد. سپس سیب‌زمینی‌ها را به دقت شمرد و تقسیم کرد. پیرمرد کمی نوشابه خورد و همسرش نیز از همان لیوان کمی نوشید. همین که پیرمرد به ساندویچ خود گاز می‌زد مشتریان دیگر با ناراحتی به آن‌ها نگاه می‌کردند و این بار به این فکر می‌کردند که آن زوج پیر احتمالاً آن قدر فقیر هستند که نمی‌توانند دو ساندویچ سفارش بدهند.

پیرمرد شروع کرد به خوردن سیب‌زمینی‌هایش. مرد جوانی از جای خود برخاست و به طرف میز زوج پیر آمد و به پیرمرد پیشنهاد کرد تا برایشان یک ساندویچ و نوشابه بگیرد؛ اما پیرمرد قبول نکرد و گفت: همه چیز رو به راه است، ما عادت داریم در همه چیز شریک باشیم.

مردم کم‌کم متوجه شدند در تمام مدتی که پیرمرد غذایش را می‌خورد، پیرزن او را نگاه می‌کند و لب به غذایش نمی‌زند. بار دیگر همان جوان به طرف میز رفت و از آن‌ها خواهش کرد که اجازه بدهند یک ساندویچ دیگر برایشان سفارش بدهد و این دفعه پیرزن توضیح داد: ما عادت داریم در همه چیز با هم شریک باشیم.

همین که پیرمرد غذایش را تمام کرد، مرد جوان طاقت نیاورد و باز به طرف میز آن دو آمد و گفت: می‌توانم سوالی از شما بپرسم خانم؟ پیرزن جواب داد: بفرمایید. جوان گفت: چرا شما چیزی نمی‌خورید؟ شما که گفتید در همه چیز با هم شریک هستید، منتظر چی هستید؟ پیرزن جواب داد: منتظر دندانها هستم !

 

 

چند عکس باحال

زرنگ ترین پسر

 

پسر عاشق اما زرنگ

 

شاهکارای مارو تروخدا

 

امام جمعه ی عروسکا

قبول باشه

 

مجلس ختم تخم مرغا!

خدا بیامرزهگریه

 

دوس پسر غیرتی!

 

باز ی داستان

 

زرنگی همیشه جوابـ نمیده!!!!!

 

یه بنده خدا نشسته بود داشت تلویزیون میدید که یهو مرگ اومد پیشش …
مرگ گفت : الان نوبت توئه که ببرمت …

طرف یه کم آشفته شد و گفت : داداش اگه راه داره بیخیال ما بشو بذار واسه بعد …

مرگ : نه اصلا راه نداره. همه چی طبق برنامست. طبق لیست من الان نوبت توئه …
اون مرد گفت : حداقل بذار یه شربت بیارم خستگیت در بره بعد جونمو بگیر …
مرگ قبول کرد و اون مرد رفت شربت بیاره …

توی شربت 2 تا قرص خواب خیلی قوی ریخت …
مرگ وقتی شربته رو خورد به خواب عمیقی فرو رفت …
مرد وقتی مرگ خواب بود لیستو برداشت اسمشو پاک کرد و نوشت آخر لیست
و منتظر شد تا مرگ بیدار شه …

مرگ وقتی بیدار شد گفت : دمت گرم داداش حسابی حال دادی خستگیم در رفت!
بخاطر این محبتت منم بیخیال تو میشم و میرم از آخر شروع به جون گرفتن میکنم!

 

بازم عکس

این ماکارونی خوردن داره ها!

به به!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

خره خرخون.

 

جسارتو دارین؟

 

یه چنتا عکس از هالیوودیا.

اول وان دایرکشن

آخی چ کوچولو................

 

 

ماشالا چ بزرگ...............متعجب

 

یه عکس از مایلی زمانی ک عجق وجق نبود.مردد

 

یه عکس از تیلور خانم.

 

یه عکس از کیتی جونم.....

 

ایشالا از عکسا و مطالب لذت ببرین.

اگه میخواین ما ام لذت ببریم نظر بدین بخدا ثواب داره.

مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی...

لطفن نظرای قشنگتونو بدین.باتشکر.



چهار شنبه 21 اسفند 1392برچسب:, :: 21:10 ::  نويسنده : نگین و نیلوفر

عشق چیست ؟

دختر ۵ ساله‌ای از برادرش پرسید :معنی عشق چیست ؟؟

برادرش جواب داد :

عشق یعنی تو هر روز شكلات من را ، از كوله پشتی مدرسه‌ام بر میداری ،

و من هر روز بازهم شكلاتم را همانجا میگذارم...

 

خدایا زندگی ات مانند حرف پسربچه ایست که با گریه به مادرش میگفت هم میزنی هم میگی گریه نکن.گریه

 

 

یکی از فانتزیام اینه که ازدواج کنم، بچه دار شیم، بچمون دختر باشه ، اسمشو بذاریم گیتا، بعد با زنم دعوا کنم و جول و پلاسش رو که خواست جمع کنه بره خونه باباش بهش بگم: هرچی میخوای ببری ببر ، فقط گیتارو با خودت نبر !!!

 

یعنی نهایت خلاقیت!

 

 

دیگه بای.



شنبه 12 بهمن 1392برچسب:, :: 21:22 ::  نويسنده : نگین و نیلوفر

Happy birthday king of girl`s kingdom

Harry



دو شنبه 30 دی 1392برچسب:, :: 15:20 ::  نويسنده : نگین و نیلوفر

دایی جون بدو ادامه...

اینم از اون <<سورپرایز>>

رمزش تاریخ تولدت رو کامل کامل وارد کن(از سال تا روز)

ادامه مطلب مورد نظر رمز دارد.
لطفا رمز عبور مربوط به مطلب را وارد کرده ، دکمه تایید را کلیک کنید.

ینی فقط حال کن

 

 

 

 

 

 

 




ادامه مطلب ...


دو شنبه 9 دی 1392برچسب:, :: 12:46 ::  نويسنده : نگین و نیلوفر

سلااااااااااام.

کریسمس همه مبارک.

 

خب امروز کلی عکسای خوشگل گذاشتیم.کیفیت همش خیلی عالیه نبینی از دستت رفته.

1.کیتی پری که خیلیم خوشگه

 

2.وحالا وان دایرکشن که این بخش ویژه س.چون چند نفر خواسته بودن که ازشون بازم عکس بذاریم.

تو این دو عکس پایینی یعنی قشنگ تغییر را احساس کنید.

 

زین جووووووون

 

لیام جووووون

 لیام و زین

 

 هری جوووووووون

 

 

اینم عکس خانوادهی هری. وسطیه مامانشه و چپه هم خواهرشه

 

نایل جوووووون

 

و لویی جون

 

3. یه عکس هم از آریانا

فعلا بای.



چهار شنبه 13 آذر 1392برچسب:, :: 15:35 ::  نويسنده : نگین و نیلوفر

hiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii

امروز چن تا عکس جدید گذاشتیم.

هری در British fashion awards

این جا هم در یکی از خیابونای لندن

 

عکس وان دایرکشن در american music awards

 یه عکس از زین و لویی

و نایل...

 حاج آقا زینمتعجب

 

و اینک تیلوررررررررر

تیلور در مراسم american music awards

و آریانا گراند در همون مراسم

و موزیک ویدئو های جدید هم که حرف ندارن مخصوصا مال کیتی پری و تیلور سوییفت و وان دایرکشن.

نظر یادتون نره

 



چهار شنبه 8 آبان 1392برچسب:, :: 21:37 ::  نويسنده : نگین و نیلوفر

امروز 5 مطلب پربازدید وبلاگمون رو میگیم.

1.سلنا و آوریل با 361 بازدید

2.وان دایرکشن با 226 بازدید (که از تیلور هم بالاتر زدن)

3.تیلور سوییفت با 208 بازدید

4.کیتی پری با 149 بازدید

5.هالیوودی ها با 139 بازدید

 

حالا هم چن تا عکس

selena

 

Avril

که موزیک ویدئو ی جدیدش اسمش let me go هستش و با شوهرش خونده.در کل باحاله

 

One Direction

 

Zayn

 

Harry

 

Niall

 

Taylor

 

Katy Perry

 

Lucy Hale

 

اینا رو هم همین جوری میذاریم

فعلا بایزبان درازی



جمعه 12 مهر 1392برچسب:, :: 21:45 ::  نويسنده : نگین و نیلوفر

سلاااااااااااااام . خوبید آیا؟

حالا میخوایم چن تا عکس خوشگل بذاریم.......

که اولیش تیلوره

 

 

و یه عکس خوشگل از سلنا

 

هری چه لبخند قشنگی زده...زبان درازی

 

 

ایشون هم که آقای Dj Malik هستندلبخند

 

 

و کیتی پری

 

اینم عکس پسردایی جیگرمونبوسه

 

حالا زووووووووووووودی برید ادامه ی مطلب..............

 

 



ادامه مطلب ...


صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب
نويسندگان